به نظر می رسد وجود مخالف در درون حاکمیت یا گروه های های کوچکتر از حاکمیت یک کشور و یا حتی در داخل یک جمع دوستانه نیز امری ضروری بوده، چرا که این مخالف است که همواره نقد می کند، ساز مخالفتش را می زند و باعث می شود اکثریت روی کار گاهی اوقات به اصول خود رجوع کنند و مروری بر قواعد خود داشته باشند تا به قول معروف در مقابل مخالف و منتقد کم نیاورد. اینجاست که اگر کمی نگاه خود را عمیق کنیم باید در صورت وجود یک مخالف یا منتقد خوشحال باشیم و شکرگزار.
پس از اتمام شمارش آرا مردم چنین مشخص شد که برگزیدگان ملت اکثرا از طیف اصولگرایی اعم از متحد و پایداری و .... بودند و از طرف مقابلشان هم حدود 7 الی 8 نفر روانه مجلس شده اند.
پس عجب مجلس خودمانی تشکیل شد. خودمان هستیم و چند نفر مخالف دیگر. کسی کاری به کارمان ندارد و راحت و آسوده قانون تصویب می کنیم و چهارسالی هستیم در خدمت ملت.
اما نمایندگان راه یافته به مجلس از یک چیزی محروم شدند، محروم از برادرانی محبوب. در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده است که:« محبوبترین برادرانم نزد من كسی است كه عیبهایم را به من هدیه كند.»
از دیگر جنبه های نبود مخالف در این دوره می توان به ایام پیش از انتخابات مجلس دهم اشاره کرد که طیف پیروز انتخابات در دوران تبلیغات با خیالی آسوده و آرام بدون آنکه کسی در مقابل خود داشته باشند و به چالش کشیده شوند، از پشت درهای بسته لیست های متعدی با نام های مختلف بیرون می آوردند. احتمال می رود و تجربه نیز چنین نشان داده است که اگر یک طیف مخالف قوی و سرسخت مقابل اصول گرایان قرار می گرفت ایشان با اتحاد و همدلی بیشتری در انتخابات حضور می یافتند.
پخش آنلاین
دریافت از لینک یک ........ دریافت از لینک دو
باصدای: دکتر اسفندیار قره باغی
شعر: دکتر رضاشیبانی
آهنگساز: حمیدرضا چشمه خاور- غلامرضا میرزازاده
تنطیم: حمیدرضا چشمه خاور
تولید دفتر مطالعات مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی

در 28 کیلومتری شمالشرقی باکو، قصبهای به نام «نارداران» واقع شده؛ نارداران همواره يكي از كانونهاي مهم حركت اسلامي در قفقاز و جمهوری آذربایجان بوده و در تمام کشور آذربایجان از نظر پایبندی به اعتقادات دینی و رعایت آداب و رسوم سنتی از جاهای دیگر مشهور و ممتاز است. زنان و دختران نارداران با حجاب کامل در کوچه و خیابان تردد میکنند و اگر هم احتمالاً بیحجابی در آن مشاهده شود مطمئناً از خود نارداران نبوده و مربوط به اهالی دیگر مناطق است. اکثراً دیده میشود که اشخاص بیحجاب هنگام ورود به نارداران روسری از کیف درآورده و سر میکنند...
----------------------------------------------------------------------------------
... بنا به گفتههای اشخاصی که سفری به جمهوری آذربایجان و نارداران داشتهاند، آدم هنگامی که در داخل شهر باکو و کنار ساحل قدم میزند صحنههای نامتعارف و نامناسبی به چشمش میخورد اما زمانیکه در منطقه نارداران هستی فضای کاملاً متفاوت و اسلامی مشهود است...
----------------------------------------------------------------------------------
... عليرغم اينكه در دوره استیلای کمونیسم بر منطقه قفقاز، برگزاری برنامه و مراسمات فرهنگی مذهبی از جمله عزادارن برای امام سوم شیعیان حضرت سیدالشهدا(ع) ممنوع و مجازاتها و بازداشتهای سنگینی را در پی داشت اهالي نارداران مخصوصاً در روز عاشورا به كوچهها ميريختند و با آمادگي براي شهادت، به عزاداري براي سالار شهيدان ميپرداختند. دولت شوروي اقدامات متعددي براي سركوب ناردارانيها انجام داد كه مؤثر نيفتاد. عدهاي از اهالي نارداران به جرم عزاداري براي سيدالشهداء(ع)، زندان و زنجير و تبعيد و بيكاري و گرسنگي را متحمل شدند، اما هرگز در مقابل كمونيستها سرخم نكردند...
آنکه باید چشم بر زمین بکوبد ماهاییم نه تو!

آدمی دو بعد دارد مادی ومعنوی. از آیات و روایات و همچنین گفتههای بزرگان چنین بر میآید که جنبهی روحی و معنوی غلبهای خاص دارد بر بعد مادی. به عبارت دیگر روح انسان شرافت و منزلت برتری دارد نسبت به جسم . به طوریکه خداوند متعال این بعد از انسان را به خود نسبت می دهد:« ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ – سپس خدا اندام انسان را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید.» (1)
بنابرین واضح و مبرهن است که آدمی باید عمده تلاش خود را بیشتر صرف تکامل روح کند تا اینکه همه توان و همت خود را به سیرابی جسم فناپذیر خود بگمارد.
امروزه، بشرِ محصور در الزامات مدرنیته، آنچنان مشغول خود است که خواسته یا ناخواسته تمرکز خود را بر روی جسم مادی و اهداف مادی آن گذاشته و به کلی از حقیقت وجود خود، یعنی روح و معرفت و نیازهای این حقیقت چشم پوشیده است غافل از اینکه این جسم پس از چند سال به داخل خاک خواهد شد.
انسان امروز به قدری سرگرم شده و روز را به شب و شب را به روز میرساند که گویی از یاد برده است که آمدنش بهر چه بوده است؟! و هرچه به پیش میرود؛ با پیشرفت روز افزون تکنولوژی، ماشین آلات، تکنیکها و... منجر به تسلط بیشتر بر محیط فیزیکی خود میشود.
حال آنکه تسلط روزافزون بر جسم و محیط مادی روز به روز از تسلط بر روح و جوهره وجودی میکاهد.
اما عکس قضیه! اگر انسان توانست در طول حیاتش بر جسم و نیازهای مادیاش چیره شود و بعد روحانی بر جسمانی سایه افکند، روح تکامل یافته آدمی مسرور و شادمان به جسم خسته خواهد نگریست و با فخرفروشی خواهد گفت که آی از این جسم کار کشیدم ، آی به خاطر خودم تو را به زحمت انداختم.
پا نوشت:
1 – سوره سجده آیه 9
امروزه واژه جنگ نرم در روزنامهها، سخنرانیها، سایتها و... زیاد به چشم خورده و شنیده میشود. حال آنکه به تاکتیکها و مولفههای آن کمتر پرداخته شده است.
از نکات مهمی که در جنگنرم به نظر میرسد بیشتر از سایر مولفهها در نظر گرفته شود مساله تهاجم و دفاع میباشد. در جبههی جنگ نرم باید توجه داشت که از حالت منفعلانه و تدافعی دوری جسته و حالت پیشروانه و موضعی تهاجمی داشت.
از منظر دیگری که میتوان به مساله تهاجم و دفاع اشاره کرد موضوع "مساله" یا "طرح مساله" میباشد. ما باید بدانیم که در مورد چه مسائلی سخن بگوییم یا به عبارتی چه موضوعاتی برای ما مساله شود.
واضح است که اگر دشمن طرح مساله بکند و شبههای وارد کند ترسی وجود ندارد که به شبههی مطرح شده پاسخ داده خواهد شد. اکثرا این پاسخگوییها هم مورد استقبال طرحکنندههای شبهه قرار می گیرد و دائم اقدام به شبهه افکنیهای پیدرپی خواهند کرد. چون با این این کار براحتی میتوانند انرژی طرف مقابل را صرف پاسخ گویی کرده و فرصت طرح مساله را از او بگیرند.
اگر وجه غالب موضوعاتی که برای ما مد نظر است پاسخ گویی به شبهات باشد یعنی به اصطلاح فقط دفاع شود شکست حتمی میباشد و این به این دلیل است که ما اگر صرفا پاسخگو و مدافع باشیم در حقیقت در زمینی بازی کردهایم که دشمن تدارک دیده و دقیقا در مسیری قرار گرفتهایم که دشمن میخواهد در واقع جهت حرکت را دشمن تعیین می کند نه ما.
در بحث "طرح مساله" هم بهتر است فارغ از جو تبلیغاتی و رسانهای دشمن اقدام به طرح موضوع نماییم. چندی پیش، برای هم اندیشی در مورد جشنواره ملی عکاسی از دیوار نوشتههای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، با تعدادی از عکاسان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نشستی داشتیم.
واکنشهای دوستان به «طرح مساله عکاسی از دیوارنوشتهها» جالب بود. مثلا میگفتند: اصلا هدف از عکاسی از دیوار نوشتههای دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس چیست؟ میخواهیم چه کنیم؟ با اجرای این جشنواره مخالفین نظام چه واکنشی خواهند داشت؟ آیامشکلی برای کسی که روی دیوار خانه اش شعار یا دست نوشتهای از آن دوران مانده است، به وجود نخواهد آمد؟
به این میگویند نگاه «تهدید محور». یعنی هر حرکتی میخواهیم انجام دهیم، ابتدا به این میاندیشیم که جایگاه دشمن کجاست. در حالی که در حرکت فرهنگی، باید فارغ از این نگرانیها، کار خود را پیش ببریم و این دشمن باشد که به فکر دفاع باشد، نه اینکه ما پیش از شروع بازی، گارد دفاعی به خود بگیریم. مگر دشمن هنگام تدارک یک حمله از ما اجازه میگیرد که ما اجازه بگیریم یا در اندیشهی دشمن باشیم؟
البته، این نکات، به معنی حذف دشمنشناسی نیست؛ بلکه مقصود این است که«دشمن محور» و «تهدید محور» نباشیم. باید به دنبال برجسته سازی قابلیتها و توانمندیهای جبهه فرهنگی انقلاب باشیم.

.... امروزه گرایش و علاقه بحرینیان به مذهب تشیع به حدی است که بحرین یکی از مراکز مهم تشیع در دنیا به شمار میآید؛ بحرین پس از ایران، عراق و آذربایجان چهارمین کشور شیعهنشین در جهان بوده و حدود 80 درصد جمعیت این کشور را شیعیان تشکیل میدهند....
-----------------------------
.... با جدیتر شدن ادعاهای تاریخی ایران در مورد حاکمیت بر بحرین در قرن بیستم فشار انگلیس به شاه مبنی بر دست کشیدن از ادعای ایران در مورد بحرین هم بیشتر شد.
در 1347 شاه گفت: «اگر مردم بحرين مايل نباشند به كشور ما ملحق شوند هرگز به زور متوسل نخواهيم شد و هر كاري كه بتواند اراده مردم بحرين را به نحوي كه نزد همه جهانيان به رسميت شناخته شود، نشان دهد خوب است.»...
-----------------------------
... هیئت سازمان ملل با برگزاری رفراندومی مشکوک در بحرین که فقط از برخی شیوخ عرب انجام گرفت این نظرسنجی را به کل مردم بحرین تعمیم داده و نتیجه همهپرسی این شد که همه مردم این کشور خواستار جدایی از ایران هستند! حتی گفتهاند که در هنگام این همهپرسی جو رعبآوری بر ساکنان ایرانی بحرین تحمیل شد که حتی به بازداشت بسیاری ازایراندوستان شیعه بحرینی منجر شد.....
+ متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
![]()
دیروز در دفتر نشسته بودم و طبق معمول داشتم کارهای خودم رو انجام می دادم که دق الباب شد. وقتی در رو باز کردم دیدم دکتر خودمان است. مدتی بود توفیق زیارت ایشون رو نداشتم به علت بیماری که برایشان حادث شده بود. البته ناگفته نماند که از بی معرفتی من هم بود که دوران بیماری جویای احوال ایشان نشده بودم.
همراه دکتر، وروجک معروف که هرچندگاهی ذکر و خیرش در اسکالپل میاد هم بود. پدر و پسر وفتی داخل شدند اولین چیزی که توجه پدر رو جلب کرد تصویر شهید باکری بود در کامپیوتر من که لحظه ای به صورت اسلاید رد شد. پدر با علاقه شدید نشست پشت سیستم و اون اسلاید رو پیدا کرد و مشغول دیدن تصاویر آقا مهدی شد. ناگفته نماند که ایشون یه علاقه خاصی به آقا مهدی دارن که حتی وبلاگ ارزشمندی هم به اسم شهید باکری ایجاد کرده و مطالب قابل استفاده ای در آن درج می کنند.
مورد جالبی که باعث شد این پست رو بذارم پسر دکتر بود که اسمش هم اتفاقا «مهدی» هستش. پسر مثل پدر به محض اینکه داخل دفتر شد یک دفعه به اتاق اندرونی دفتر رفت و من هم کنجکاو شدم، بعد از چند لحظه اومد پدرش رو صدا زد و گفت بابا! آقای مهدی همون که عکسش تو کامپیوتر خونه هست...

فرشتگان مهربان خدا دست به کار شدند تا دوباره زمینیان را از رحمت بی انتهای الهی بی نصیب نگذارند.
امشب مسیر بین عرش و فرش پردد است زیرا که فرشتگان در این مسیر رفت و آمد زیادی دارند و سرشان هم خیلی شلوغ است.
هر کدامشان ماموریتی دارند جهت حمل قطرات باران به سمت زمین.
یکی قطری ای را به دل خاکی می برد که دانه ای منتظر را سیراب کند تا شکوفا شود.
دیگری در صحرا دست قطره ای را گرفته، به گودی سنگی هدایتش کرده و آنجا رهایش می کند که این هم روزی پرنده ای است.
خلاصه خواستم به این فرشتگان دست مریزادی گفته باشم.....
دهه شصتی:تو چه جوری به دنیا نشون میدی که مردم ما از جنگ و شهادت واهمه ای ندارن؟
دهه هشتادی: منظورتو نمی فهمم!
دهه شصتی:بذار واضح تر بگم، یه استاد دانشگاه آمریکایی اومده بود ایران و پس از دیدار از گلزار شهدا رفت و به دولتمردان خودشون گفت که قبل از جنگ با ایران حتما از مزار شهدای اونا دیدن کنین و ببینین که مردمشون چقدر کشته ی کشته شدن در راه خدا و کشورشون هستن که هر کاری می تونن برای مزار شهیدانشون می کنن و همچنین گفته بود که هر سیاستمدار آمریکایی که فکر می کنه ایران رو در اثر تحریم و انزوا و.... میتونه نابود کنه اگه به دیدن مزار شهدای اونا بره صد در صد به اشتباهش پی می بره. حالا منظورمو گرفتی؟
